وقت آن شد که کمی باده ز شاهی بخوریم
دائم این باده برآید ، نه که گاهی بخوریم
همه روز و همه شب در کف پیمان الست
شورشیرین کنداین جان ، ز پگاهی بخوریم
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۴۰۲/۰۹/۱۲ ساعت 0:56 توسط شاهد
|
وقت آن شد که کمی باده ز شاهی بخوریم
دائم این باده برآید ، نه که گاهی بخوریم
همه روز و همه شب در کف پیمان الست
شورشیرین کنداین جان ، ز پگاهی بخوریم
نیست درباده ما جز غم و سودای وصال
گر بخواهد شه دین باز کند سیر کمال
ره دهد شاه دمی از کرم و لطف و سخا
بر خویشش کشدم آن صنم باده جمال
به خرابات بخواند که دو صد باده دهد
مست رخسار کند کو بدهد شوق تعال
همچو عنقا ببرد مرغ دلم جذبه کشان
باده ی سرخ دهد تا شود آن پرده زوال