بار دیگر ما به آن شه آمدیم

زان رخ مصباح در ره آمدیم

همچو ماهی آمد اندر تیرشب

ما ز تیر شب بدان مه آمدیم

هست میلاد عدالت در جهان

ما به سلطان و شهنشه امدیم

در دوعالم کو امیری همچو او

ما زبی ره سوی درگه آمدیم

او ولی شاه و باب علم هوست

ما ز جامش زفت و فربه آمدیم

هست شاه تکسوار اندر جهان

ما از او حیران و واله آمدیم

برکشید او جان و دل برآسمان

ما نه خودسر، با حواله آمدیم

شاهدا بنگر شکوه و آن جلال

ما چو مستان با چغانه آمدیم