بار دیگر ما به آن شه آمدیم
زان رخ مصباح در ره آمدیم
همچو ماهی آمد اندر تیرشب
ما ز تیر شب بدان مه آمدیم
هست میلاد عدالت در جهان
ما به سلطان و شهنشه امدیم
در دوعالم کو امیری همچو او
ما زبی ره سوی درگه آمدیم
او ولی شاه و باب علم هوست
ما ز جامش زفت و فربه آمدیم
هست شاه تکسوار اندر جهان
ما از او حیران و واله آمدیم
برکشید او جان و دل برآسمان
ما نه خودسر، با حواله آمدیم
شاهدا بنگر شکوه و آن جلال
ما چو مستان با چغانه آمدیم
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۴۰۲/۱۱/۰۴ ساعت 18:49 توسط شاهد
|