بر آئید بر ائید که در شهر اذان است
سر خم بگشائید که ماه رمضان است
چو ماه رمضان رفت در میکده بندند
بنوشید بنوشید که آب حیوان است
بر باده برآئید که آن عید رسیده است
که صد باده پنهان دراین پرده نهان است
بکوشید و بجوشید که دریای نهانید
که در بحرنهانی دوصدچشمه عیان است
بجوئید بجوئید که آن یار بگفته است
که اعطای شهنشه دراین میکده جان است
بروئیم و بروئید که در شهر بهار است
چو آن میکده بستند دگر باره خزان است
همه داد برآرید و به صد داد بخوانید
که آن شاه دل انگیزخدای دو جهان است
بتابید بتابید که چون ماه از آن مهر
همه نور ستانید که هنگام اذان است