السلام ای پادشاه جسم و جان
السلام ای ماه و خورشید جهان
السلام ای کشتی و ای راه دان
السلام ای مهر و ای ماه عیان
مظهر جانی و خود جان جمیل
جبرئیلی ، جبرئیلی ، جبرئیل
صور اسرافیل و دم های مسیح
از فراز نی به گوش آید فصیح
چشم جان بگشا که بینی روی او
آن رخ خورشید و سیمای نکو
پرتوئی زان شمس از نی می رسد
بانگ فرقان هم پیاپی می رسد
گوش جان بگشا و بشنو این نوا
خوش ببینی کاین چنینند اولیا
او امام المتقین است ای عزیز
مصدر حق الیقین است ای عزیز
وارث آمد ز آدم آن شاه جلیل
وارث نوح ست و موسی و خلیل
مظهر مهر و صفا و رحمت است
نوریان را از شکوهش حیرت است
عاشقی را ترجمان است آن شهیر
جمله معشوق آمد آن یکتا امیر
جان بکف بگرفت و ظلمت را درید
همچو مصباحی به تاریکی رسید
چلچراغست آن شه ظلمت شکن
ماهتاب است در دل جهل کهن