شب قدر است و قدرتو براین معیار می آید
ندای از آسمان است این وبر هوشیار می آید
شود نازل کرامت ها ز میل و محفل سلطان
مبارک باشد آن شب را کز او بسیار می آید
ملایک همچو بارانند و براین دشت می بارند
براین صحرای خشکیده چنین رگبار می آید
نزول روح جانان است و نفخه می دمد دلبر
کز آن دم جمله صورت ها قرین یارمی آید
دگرگون می شودجانی که گیرد جام شاهنشه
چوآن مستی زشه خیزد به شب خمار می آید
هزار است ماه و یک لیله که از سلطان نویدآمد
ازاین دریای خوش دامن دوصد مقدارمی آید
سلام است اندر آن لیله ز حکم شاه سلطانان
که هرکس گوش جان دارد براو اخبارمی آید
سلامش تاسحرباشدکه ازظلمت رهدجان ها
چوشاهنشه دراین کاراست ازاو اینکارمی اید
سلامی کآن سحر زاید، هزاران خمره بگشاید
چو ای شاهد به فجر آئی تو را دلدار می آید
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۴۰۰/۰۲/۲۰ ساعت 23:16 توسط شاهد
|